تئوری بازی ها و انواع نبرد و مواجهه
در اصطلاحات مربوط به نبرد از دوگونه رویاروی یاد میشود که امروزه نقش تعیین کنندهای را در شناسایی تئوری بازیها و برنامه ریزی و تدوین مدل دفاع و تهاجم علی الخصوص در فضای قدرت افزایی نرم و هوشمند دارد.
انواع رویارویی :
رویارویی متقارن : در این نوع نبرد و رویارویی که اساسا شکل آن شبیه به نبردهای کلاسیک است، دارایی ها و توانمندی های هر دو طرف نبرد از همگونی و یکسانی نسبی برخوردار است.
در این حالت هر دو طرف به لحاظ منابع و مؤلفههای قدرت از یک سطح و تراز پایاپای برخوردار هستند.
رویارویی نامتقارن : اگر چه این نوع رویارویی مدل جدیدی نیست و ریشه در استراتژیهای کهن رزمی دارد و شاید بتوان گفت پدر عملیاتهای پارتیزانی و چریکی است. در این این نوع از رویارویی دو طرف نبرد از منابع و مؤلفههای یکسانی در عرصه نبرد برخوردار نیستند. به تعبیری داراییهای یک طرف کمتر و طرف دیگر بیشتر است. اما در این نوع رویارویی دو مؤلفه اصلی وجود دارد که میتواند پیروز میدان را مشخص کند، هر چند که منابع قدرت دو طرف یکسان نباشد. در بسیاری از موارد رفتارهای صحیح و سنجیده و تعیین میدان رزم توسط طرفی که منابع بسیار کمتری دارد سبب شده تا بتواند پیروزی را از آن خود نماید. در دنیا ایران به عنوان مبدع نبردهای نوین نامتقارن شناخته میشود. اساسا رفتارهای حاکم بر دفاع مقدس مبتنی بر این دکترین بوده است.
امروزه به دلیل توانایی و سطح نفوذ بالای این نوع از رویارویی به شدت مورد توجه واقع شده است تا جایی که از سال 1997 به دکترین رسمی تهاجمی ایالات متحده آمریکا بدل شده است.
اهمیت این مدل در توانایی استفاده از آن در عرصههای جدید رویارویی است. مانند عرصه تهاجم و دفاع بیولوژیکی، بیوتروریسم، قدرت افزاییهایی نرم و هوشمند و...
در رویارویی دو منبع و مؤلفه قدرت افزایی بسیار مهم است.
اول : زمین و عرصه رویارویی ـ یکی از مهمترین نگاههای حاکم بر تدوین استراتژی و تولید قاعده بازی خط کشی و مرز بندی بین زمین خودی و زمین دشمن است. عملیات در زمین طرف مقابل به مهاجم این امکان را میدهد تا طرف مورد تهاجم را به لاک دفاعی برده و منابع زیرساختی و سرمایهای آن را از بین ببرد و کشور مورد تهاجم را به سمت تسلیم شدن و پذیرش قدرت و بایستههای مهاجم ببرد. همچنین منابع زیرساختی و سرمایهای مهاجم کاملا در امان بوده و کوچکترین صدمهای را ندیده و میتواند به راحتی از نبرد پشتیبانی نماید.
در بیان گهربار امیر سخن و دلاور مرد تاریخ، علی بن ابیطالب علیه السلام را اهمیت زمین بسیار واضح و مشخص است آنجا که بعد از تصرف شهر انبار مردم فراری از جهاد را مورد مأخده قرار داده و می فرماید: فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا فَتَوَاکَلْتُمْ وَ تَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَیْکُمُ الْغَارَاتُ وَ مُلِکَتْ عَلَیْکُمُ الْأَوْطَانُ / به خدا سوگند، مردمی که در خانههاشان نشینند تا دشمن به سراغشان آید، قطعاً ذلیل و خوار شوند. شما آن قدر امروز و فردا کردید و به این و آن پاس دادید تا سیل غارتگران، شما را درنوردید و شهرتان سقوط کرد. (خطبه 27 نهج البلاغه)
دوم : قاعده رویارویی ـ اهمیت مدل طراحی رویارویی در این است که مهاجم میتوانند با استفاده از طراحی رویارویی و تولید یک سلسله از قواعد حرکات طرف مورد تهاجم را مدیریت نموده و آن را به نفع خود تغییر دهد. از طرف این امکان برای مهاجم فراهم میشود تا با استفاده از طراحی مدل نبرد بتواند حرکات طرف مورد تهاجم را پیشبینی کرده و بر اساس آن اجزای دیگر قواعد بازی را به نفع خود بچیند.
در ادامه این بحث به چهار مدل مهم رویایی بر اساس دو منبع اصلی قدرت در یک رویارویی که شامل زمین و قاعده جنگیدن است پرداخته و هر یک از این موارد را تشریح خواهیم کرد و با در نظر گرفتن این دو مؤلفه مهم دو الگوی رویارویی فوق را تقسیم بندی می نماییم:
الف ـ نبرد نامتقارن مثبت یا (رویارویی در زمین دشمن با قواعد خود) : در این روش برتری، هم در مؤلفه زمین در اختیار ماست هم مدل و روش چینش عملیاتها. می توانیم با بهترین طراحی عملیات و مدل رزم علاوه بر مدیریت رفتار دشمن و پیشبینی رفتارش رویارویی را در زمین او دنبال کنیم و بتوانیم با تخریب زیرساختها و دیگر منابع قدرت دشمن، پیروز میدان رزم باشیم. این حالت تهاجم کامل را شکل میدهد و دشمن را مجبور به دفاع کرده و اجازه حضور در زمین ما و یا تولید قواعد جدید را نمیدهد و یا تا سطح بسیار بالایی کاهش می دهد. اگر توانستیم رویارویی را به این شکل طراحی نماییم قطعا پیروز میدان خواهیم بود.
ب ـ نبرد متقارن مثبت یا (رویارویی در زمین خودی با قواعد خود) : در این حالت دشمن در زمین ما وارد شده و ما را مورد تهاجم قرار داده اما بازی گردانی و قاعده سازی در اخیار ماست. ما میتوانیم دشمن را با استفاده از قواعدی که در رویارویی طراحی می کنیم به عقب رانده و جنگ را به مواضع و حوزه سرزمینی دشمن ببریم.
مثال واضح این مسئله در هشت سال دفاع مقدس کاملا مشهود و مشخص است. دشمن در زمین ما یعنی خرمشهر بود اما با یک سلسله طراحی عملیات های بازدارنده ابتدا بنا به اصل مقاومت دشمن را متوقف و پس از آن مجبور به خروج از سرزمین خودی کردایم.
ج ـ نبرد متقارن منفی یا (رویارویی در زمین دشمن با قواعد دشمن) : در این حالت ما مجبور هستیم در سرزمینی که از آن دشمن است و بر اساس قواعدی که ترسیم و طراحی می کند بجنگیم. این اتفاق زمانی رخ می دهد که ما در فتح سرزمینی دچار توقف و ایستا شده و به اصطلاح مشغول عملیات پدافندی برای حفظ دستاورد های سرزمینی به دست آمده باشیم. در این مدل امکان از دست دادن فتوحات ممکن است. توقف عملیات و فتوحات والفجر 8 باعث شد تا دشمن با برنامهریزی و طراحی یک عملیات حساب شده نیروهای ما را مجبور به عقب نشینی و ترک مواضع نماید.
دـ نبرد نامتقارن منفی یا (رویارویی در زمین خودی با قواعد دشمن) : این نوع نبرد کاملا دفاعی بوده و تخریب زیرساختها و منابع قدرت را به همراه دارد. دشمن وارد حوزه سرزمینی شده، فتوحات قابل توجهی داشته و دست بالای ابتکار را در مدیریت نبرد در اختیار داشته و خود بازی گردان این نبرد است. حتی میتواند رفتارهای دفاعی ما نیز کنترل کرده و آنها را مدیریت نماید. این نوع رویارویی بدترین مدل نبرد است و حتما محکوم به شکست هستیم.
امروز در جنگ سایبری و رسانهای ما کجای کاریم؟
اگر بخواهیم بر این اساس اوضاع را بررسی کنیم باید بگوییم که در بحث عملیاتهای رسانهای و سایبرنتیک در حالت نبرد متقارن منفی قرار داریم. فضای رسانهای و سایبرنتیک که عرصه عملیات است سرزمین دشمن بوده و طراح این فضا دشمن است و قواعد حاکم بر این عرصه توسط خود دشمن طراحی شده است. توقف در این مرحله باعث می شود تا قدرت نفوذ دشمن بالاتر رفته و مدیریت نبرد را به مرور زمان در دست گرفته و وارد فاز بعدی که نبرد نامتقارن منفی است، بشود.
پروژه نفوذ :
پروژه نفوذ دقیقا شروع روند تغییر مدل بازی از حالت متقارن منفی به نامتقارن منفی است. معنای نفوذ در لایه های تصمیم ساز و تصمیم گیر جامعه با رویکرد های فرهنگی، سیاسی، امنیتی این است که عناصر نفوذی دشمن ابتدا با شناسایی نفوذ پذیران در این لایه ها اقدام به یارگیری کرده سپس قواعد دشمن را در تصمیم گیری و تصمیم سازی در جامعه حاکم می کنند. سیر لیبرالیزه کردن جامعه با سکولاریزه شدن (عرفی گرایی) آغاز شده و دشمن قصد دارد با استفاده از این فرآیند کل نظام اسلامی را بدون هیچگونه تهاجم سختی از بین برده و بنای آن را لیبرال نماید.
راه علاج :
راه علاج فقط در یک چیز است که آن هم تغییر قواعد بازی و اعمال قواعد خود در زمین دشمن. رفتار رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنهای مؤید این ادعا است. مسئله نامه نگاری به جوانان غربی نشان از سیاست تغییر قواعد بازی در زمین دشمن است که ایشان اتخاذ نمودهاند. وقتی دشمن در زمین خود با قواعد ما مورد تهاجم قرار گیرد چارهای جز دفاع و دفع حمله را ندارد و مجبور است از یورش خود دست برداشته و مراقب از دست ندادن داراییها و منابع قدرت خود باشد. باید اینقدر حجم تهاجم رسانهای جناح مومن انقلاب بالا برود تا دشمن دائما درگیر پاسخگویی به حملات شده و نتواند اقدام به تغییر قواعد بازی که توسط ما طراحی شده است نماید.
در حوزه عملیات سایبرنتیک و رسانهای ایجاد منابع قدرت نرم و همچنین طراحی عملیات های تهاجمی در زمین دشمن این امکان را برای جبهه انقلاب اسلامی فراهم می کند تا مدل رویارویی به نبرد نامتقارن مثبت تغییر وضعیت داده تا انشاء الله به پیروزی حق بر کفر بینجامد.